روایت یادبود

جواد رضایی

جواد رضایی متولد اسفند ۱۳۵۳ در لاهیجان در استان گیلان بود و هنگام کشته شدن ۴۷ سال داشت. او سنگ‌کار و کاشی‌کار بود تا اینکه به دلیل مشکل کمر این کار را کنار گذاشت و در کیوسکی نزدیک میدان انتظام لاهیجان مشغول شد. همسرش فرهنگی بود و دو پسر به نام‌های همایون ۱۸ ساله و هومن ۸ ساله داشت. یکی از نزدیکانش به دویچه وله فارسی گفت او عاشق حیوانات بود و ساعت‌ها با سگ‌ها و پرندگانش وقت می‌گذراند و برخی از بستگانش زندانی سیاسی بوده‌اند و اکنون ناچار در اروپا زندگی می‌کنند. او در صفحه‌های شخصی‌اش آشکارا از جمهوری اسلامی، صدا و سیما، قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین و برخورد مقام‌ها با فروریختن ساختمان متروپل آبادان انتقاد می‌کرد.

آرشیو

سند و یاد

تاریخ‌ها، مکان‌ها، منابع و پیام‌ها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.

جواد رضایی متولد اسفند ۱۳۵۳ در لاهیجان در استان گیلان بود و هنگام کشته شدن ۴۷ سال داشت. او سنگ‌کار و کاشی‌کار بود تا اینکه به دلیل مشکل کمر این کار را کنار گذاشت و در کیوسکی نزدیک میدان انتظام لاهیجان مشغول شد. همسرش فرهنگی بود و دو پسر به نام‌های همایون ۱۸ ساله و هومن ۸ ساله داشت. یکی از نزدیکانش به دویچه وله فارسی گفت او عاشق حیوانات بود و ساعت‌ها با سگ‌ها و پرندگانش وقت می‌گذراند و برخی از بستگانش زندانی سیاسی بوده‌اند و اکنون ناچار در اروپا زندگی می‌کنند. او در صفحه‌های شخصی‌اش آشکارا از جمهوری اسلامی، صدا و سیما، قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین و برخورد مقام‌ها با فروریختن ساختمان متروپل آبادان انتقاد می‌کرد.

به نوشته ایران پدیا و دویچه وله فارسی، در خیزش زن، زندگی، آزادی او معمولاً شب‌ها با شابلون به خیابان می‌رفت و بر دیوارهای لاهیجان شعار می‌نوشت. شامگاه چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۱ (۱۶ نوامبر ۲۰۲۲)، در حالی که بسیاری از کسبه اعتصاب کرده بودند، نیروهای امنیتی بالا و پایین خیابان شیشه‌گران را بستند. وقتی ماموران سر یکی از کوچه‌ها قصد بازداشت زنی معترض را داشتند، جواد و چند نفر دیگر شعار دادند. فردی که کنار او بود به دویچه وله گفت ماموران موتورسوار پیاده شدند و یکی از آنها از فاصله کمتر از یک متر به سوی او ساچمه شلیک کرد، در حالی که دستش در جیبش بود. او با صورت به زمین افتاد و حدود بیست قدم آن‌طرف‌تر به درمانگاه آریا رسانده شد، اما جان باخته بود. اطلاعاتی که دویچه وله از درمانگاه به دست آورد حاکی است ساچمه‌ها از فاصله بسیار نزدیک نزدیک ستون فقرات وارد بدن شده و اندام‌های حیاتی را از بین برده بود.

او چند ساعت پیش از آن به دوستش گفته بود: «من اگه نرم تو خیابون، تو اگه نری، پس کی بره؟ تو هم باید بیای. من که آماده مردنم. بالاترین افتخارم می‌شه که حتی همین امشب کشته بشم.» به گزارش دویچه وله، ماموران همان شب پیکر را از درمانگاه به بیمارستانی در رشت بردند و تهدید کردند او را بی‌خبر از خانواده در شهری دیگر دفن می‌کنند. پیکرش صبح جمعه ۲۷ آبان تحت تدابیر شدید امنیتی در آرامستان آقاسیدمحمد (آسیدمحمد) لاهیجان به خاک سپرده شد؛ یک فهرست مزار، محل آن را قطعه ۱۹، ردیف ۳ ثبت کرده است. کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی در فروردین ۱۴۰۳ گزارش داد همسرش طاهره خوش‌کلام به اتهام تبلیغ علیه نظام به دادگاه کیفری دو لاهیجان احضار شده است.

سخنان و یادها

آنچه جواد رضایی گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…

من اگر نروم توی خیابان، پس کی برود؟

دل‌نوشته‌های شما برای جاویدنام

دل‌نوشته‌هایی که برای جواد رضایی گذاشته شده. برخلاف شبکه‌های اجتماعی، اینجا می‌مانند - جایی پایدار برای یادشان.

پیام بگذارید

از خانوادهٔ دادخواه هستید؟

پست‌های اینستاگرام محو می‌شوند. ما سرگذشت جواد رضایی را برای همیشه نگه می‌داریم. خانواده‌های دادخواه می‌توانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیام‌های بازدیدکنندگان را دریافت کنند.

در حال بارگذاری…

رویداد مرتبط

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی

۲۵ شهریور ۱۴۰۱ – ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

زن، زندگی، آزادی: قیامی که ایران را برای همیشه تغییر داد در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله کُرد، توسط گشت ارشاد در تهران به بهانه «پوشش نامناسب» بازداشت شد. سه روز بعد، در ۲۵ شهریور، او در بازداشت جان باخت. مرگ او تنها...