روایت یادبود

محسن قیصری

محسن قیصری، کُرد اهل ایلام، کوچک‌ترین فرزند از هفت فرزند نظر و خدیجه بود. بی‌بی‌سی فارسی، کُردپا و ایران‌وایر سن او را ۳۲ سال و عفو بین‌الملل ۳۱ سال نوشته‌اند و بر سنگ مزارش که تصویر آن در گزارش عفو بین‌الملل آمده، تاریخ تولد ۱۵ دی ۱۳۶۹ ثبت شده است. در دانشگاه ایلام کامپیوتر خوانده بود و کنار پدرش در مصالح و ابزارفروشی کار می‌کرد. بدنسازی و دوچرخه‌سواری کوهستان را جدی دنبال می‌کرد، سفر و طبیعت را دوست داشت و اهل مطالعه بود؛ پس از کشته شدنش ده‌ها جلد از کتاب‌هایش میان دوستانش تقسیم شد. مانند بسیاری از جوانان ایران مهاجرت کرده بود و حدود یک سال در آلمان زندگی کرد، اما چون خواهران و برادرانش دور از خانه زندگی می‌کردند و تنها او با پدر و مادرش زندگی می‌کرد، حدود هفت ماه پیش از کشته شدن به ایلام بازگشت تا آنان تنها نمانند. دختری را که دوستش داشت نشان کرده بود و خانه‌ای می‌ساخت تا تا عید نوروز عقد کنند؛ نزدیکان به بی‌بی‌سی فارسی گفتند خانه تنها دو روز پیش از کشته شدنش تمام شده بود. یکی از نزدیکان خانواده گفت او به کُرد بودنش افتخار می‌کرد و تبعیض و ستم همیشه آزارش می‌داد.

آرشیو

سند و یاد

تاریخ‌ها، مکان‌ها، منابع و پیام‌ها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.

محسن قیصری، کُرد اهل ایلام، کوچک‌ترین فرزند از هفت فرزند نظر و خدیجه بود. بی‌بی‌سی فارسی، کُردپا و ایران‌وایر سن او را ۳۲ سال و عفو بین‌الملل ۳۱ سال نوشته‌اند و بر سنگ مزارش که تصویر آن در گزارش عفو بین‌الملل آمده، تاریخ تولد ۱۵ دی ۱۳۶۹ ثبت شده است. در دانشگاه ایلام کامپیوتر خوانده بود و کنار پدرش در مصالح و ابزارفروشی کار می‌کرد. بدنسازی و دوچرخه‌سواری کوهستان را جدی دنبال می‌کرد، سفر و طبیعت را دوست داشت و اهل مطالعه بود؛ پس از کشته شدنش ده‌ها جلد از کتاب‌هایش میان دوستانش تقسیم شد. مانند بسیاری از جوانان ایران مهاجرت کرده بود و حدود یک سال در آلمان زندگی کرد، اما چون خواهران و برادرانش دور از خانه زندگی می‌کردند و تنها او با پدر و مادرش زندگی می‌کرد، حدود هفت ماه پیش از کشته شدن به ایلام بازگشت تا آنان تنها نمانند. دختری را که دوستش داشت نشان کرده بود و خانه‌ای می‌ساخت تا تا عید نوروز عقد کنند؛ نزدیکان به بی‌بی‌سی فارسی گفتند خانه تنها دو روز پیش از کشته شدنش تمام شده بود. یکی از نزدیکان خانواده گفت او به کُرد بودنش افتخار می‌کرد و تبعیض و ستم همیشه آزارش می‌داد.

شامگاه چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ (۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲)، روز دوم اعتراضات ایلام پس از قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی، معترضان در محدوده پارک کودک و خیابان طالقانی جمع شده بودند. دوستانی که کنارش بودند به منبع ایران‌وایر گفتند او به دختری که گاز اشک‌آور نفسش را بند آورده بود کمک می‌کرد که نیروهای امنیتی با تفنگ ساچمه‌ای به او شلیک کردند؛ منابع خانواده به بی‌بی‌سی فارسی، ایران‌وایر و کُردپا گفتند بیش از پنجاه ساچمه فلزی به سر و سینه‌اش خورد. شبکه حقوق بشر کردستان به نقل از یکی از نزدیکانش و ویکی‌پدیای فارسی از دو گلوله سخن گفته‌اند. او حدود یک ساعت زنده بود، اما منطقه در محاصره نیروهای امنیتی بود و اجازه عبور ماشین و آمبولانس نمی‌دادند و در خیابان جان سپرد؛ مردم او را با ماشین به بیمارستان رساندند، اما دیگر جان نداشت. خانواده‌اش دو شب در جست‌وجوی او همه بیمارستان‌ها را گشتند.

ماموران پیکر را تحویل ندادند و مقام‌های امنیتی به خانواده فشار آوردند در تلویزیون بگویند او به دست عوامل سازمان مجاهدین خلق کشته شده و او را «شهید» جمهوری اسلامی معرفی کنند. به گفته منبع بی‌بی‌سی فارسی، با آنکه همه مقام‌های امنیتی استان برای راضی کردن خانواده به خانه‌شان رفتند، خانواده نپذیرفت. پیکر پس از پافشاری خانواده تحویل داده شد و او اول مهر ۱۴۰۱ در آرامستان بهشت رضای ایلام، به نوشته ایران‌وایر در قطعه ۴۶، ردیف ۸، به خاک سپرده شد. ماموران تهدید کرده بودند که خاکسپاری بی‌صدا باشد، اما مراسم با حضور گسترده مردم و شعار علیه حکومت و رهبرش برگزار شد و نزدیک به سی نفر در مسیر بازگشت، با شناسایی از راه پهپاد و لباس‌شخصی‌ها، بازداشت شدند. نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم هفتم و چهلم او جلوگیری کردند و خانواده مراسم را در مسجد برگزار کرد؛ در روز چهلم، نیروهای امنیتی با ساچمه به جمعیتی که در مسیر آرامستان بودند حمله کردند و ده‌ها نفر بازداشت شدند.

کُردپا گزارش می‌دهد که در مراسم نخستین سالگرد او بر سر مزارش در ۳۰ شهریور ۱۴۰۲، نیروهای امنیتی برادر چهل‌ساله‌اش محمدحسین قیصری را همراه سه سوگوار دیگر با ضرب و شتم بازداشت کردند و محمدحسین چند ساعت بعد با وثیقه سنگین آزاد شد. ۹ آذر ۱۴۰۲ برادرش مصطفی تصاویری از نصب دوربین مداربسته بر مزار برادرش منتشر کرد و نوشت: «از چه می‌ترسید؟! از سنگِ مزارش؟! یا از نام و یادش؟! تهدید و ارعاب تا کی؟! ما دادخواهیم و تا آخر ایستاده‌ایم.» در شهریور ۱۴۰۳ نیز برادرش اعلام کرد حکومت هنوز به قتل او پاسخگو نبوده است. شبکه حقوق بشر کردستان و فهرست شورای ملی مقاومت او را در شمار کشته‌شدگان ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲ در ایلام آورده‌اند و گزارش ۲۰۲۶ عفو بین‌الملل با عنوان «زندگی‌های به‌طرزی وحشیانه کوتاه‌شده» محسن قیصری را ۳۱ ساله و کشته‌شده در همان روز در ایلام ثبت کرده است.

سخنان و یادها

آنچه محسن قیصری گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…

تو می‌دمی و آفتاب می‌شود

دل‌نوشته‌های شما برای جاویدنام

دل‌نوشته‌هایی که برای محسن قیصری گذاشته شده. برخلاف شبکه‌های اجتماعی، اینجا می‌مانند - جایی پایدار برای یادشان.

پیام بگذارید

از خانوادهٔ دادخواه هستید؟

پست‌های اینستاگرام محو می‌شوند. ما سرگذشت محسن قیصری را برای همیشه نگه می‌داریم. خانواده‌های دادخواه می‌توانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیام‌های بازدیدکنندگان را دریافت کنند.

کمک به تکمیل یادبود

بخش‌هایی از این صفحه هنوز ناقص است. اگر درباره این عزیز بیشتر می‌دانید، می‌توانید به کامل‌تر شدن یادش کمک کنید.

  • تاریخ تولد
پیشنهاد اطلاعات تکمیلی

در حال بارگذاری…

رویداد مرتبط

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی

۲۵ شهریور ۱۴۰۱ – ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

زن، زندگی، آزادی: قیامی که ایران را برای همیشه تغییر داد در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله کُرد، توسط گشت ارشاد در تهران به بهانه «پوشش نامناسب» بازداشت شد. سه روز بعد، در ۲۵ شهریور، او در بازداشت جان باخت. مرگ او تنها...