روایت یادبود

سیداحمد شکراللهی

سیداحمد شکراللهی ورزشکار حرفه‌ای ۲۴ ساله و اهل خوراسگان در شرق اصفهان بود (برخی فهرست‌های یادبود از منطقه گردآباد نام برده‌اند). نزدیکانش می‌گویند او همیشه به پدر و مادرش می‌گفت «شما را سرافراز می‌کنم». عاشق شادمهر عقیلی بود و به دوستانش می‌گفت دنیا یک کنسرت شادمهر به او بدهکار است. او در اعتراض‌ها شرکت کرده بود و چند روز پیش از کشته شدن به اطرافیانش گفته بود: «اگر من به اعتراض‌ها نروم، چه کسی برای آزادی بجنگد؟»

آرشیو

سند و یاد

تاریخ‌ها، مکان‌ها، منابع و پیام‌ها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.

سیداحمد شکراللهی ورزشکار حرفه‌ای ۲۴ ساله و اهل خوراسگان در شرق اصفهان بود (برخی فهرست‌های یادبود از منطقه گردآباد نام برده‌اند). نزدیکانش می‌گویند او همیشه به پدر و مادرش می‌گفت «شما را سرافراز می‌کنم». عاشق شادمهر عقیلی بود و به دوستانش می‌گفت دنیا یک کنسرت شادمهر به او بدهکار است. او در اعتراض‌ها شرکت کرده بود و چند روز پیش از کشته شدن به اطرافیانش گفته بود: «اگر من به اعتراض‌ها نروم، چه کسی برای آزادی بجنگد؟»

روز شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۱ (۸ اکتبر ۲۰۲۲) برای اعتراض در اصفهان فراخوان داده شده بود، اما حال مادر احمد خوب نبود و او مادرش را ترک موتورش سوار کرد تا به بیمارستان شریعتی برساند. وقتی به شلوغی خیابان‌ها رسیدند، موتور را در کوچه‌ای پارک کرد و مادرش را در ساختمانی نیمه‌تمام پناه داد، اما خودش به خاطر جثه ورزشکاری‌اش نتوانست از در آن ساختمان وارد شود. وقتی به سمت دیگر خیابان رفت، دو گلوله به قلب و پیشانی‌اش شلیک شد. مادرش با وجود بیماری از ساختمان بیرون دوید. زنی کفش احمد را بالا گرفت و گفت صاحب این کفش، پسر هر کس هست، کشته شده؛ مادر احمد همان‌جا از هوش رفت. مردم او را به بیمارستان الزهرای اصفهان رساندند، اما احمد بلافاصله پس از اصابت گلوله جان باخته بود. ویکی‌پدیای فارسی و کانون حقوق بشر ایران نیز از بستن مسیر توسط نیروهای بسیج و شلیک از فاصله نزدیک خبر داده‌اند.

پیکر او بدون اطلاع خانواده در باغ رضوان اصفهان غسل داده شد و به خانواده گفتند تا ساعت ۵ صبح قبر را آماده کنند وگرنه پیکر را هر جا بخواهند دفن می‌کنند. خانواده با اصرار، احمد را در امامزاده محمدباقر خیادان در خوراسگان، در تاریکی به خاک سپردند. جلوی در امامزاده خاک ریخته بودند و به سوی عزادارانی که شعار «زن، زندگی، آزادی» سر می‌دادند تیراندازی شد. از خانواده تعهد سکوت گرفتند، تلفن همراه خواهرش تا سه هفته در دست مأموران بود و یک سال بعد هنوز گواهی فوت احمد را به خانواده نداده بودند. پدرش در ویدیویی که زیر بارش برف بر مزار او ضبط شده، می‌گوید احمد برف را بسیار دوست داشت و سال‌ها بود در اصفهان برف نباریده بود، تا حالا که پسرش رفته است.

سخنان و یادها

آنچه سیداحمد شکراللهی گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…

«اگر من به اعتراض‌ها نروم، چه کسی برای آزادی بجنگد؟»

دل‌نوشته‌های شما برای جاویدنام

دل‌نوشته‌هایی که برای سیداحمد شکراللهی گذاشته شده. برخلاف شبکه‌های اجتماعی، اینجا می‌مانند - جایی پایدار برای یادشان.

پیام بگذارید

از خانوادهٔ دادخواه هستید؟

پست‌های اینستاگرام محو می‌شوند. ما سرگذشت سیداحمد شکراللهی را برای همیشه نگه می‌داریم. خانواده‌های دادخواه می‌توانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیام‌های بازدیدکنندگان را دریافت کنند.

کمک به تکمیل یادبود

بخش‌هایی از این صفحه هنوز ناقص است. اگر درباره این عزیز بیشتر می‌دانید، می‌توانید به کامل‌تر شدن یادش کمک کنید.

  • تاریخ تولد
پیشنهاد اطلاعات تکمیلی

در حال بارگذاری…

رویداد مرتبط

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی

۲۵ شهریور ۱۴۰۱ – ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

زن، زندگی، آزادی: قیامی که ایران را برای همیشه تغییر داد در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله کُرد، توسط گشت ارشاد در تهران به بهانه «پوشش نامناسب» بازداشت شد. سه روز بعد، در ۲۵ شهریور، او در بازداشت جان باخت. مرگ او تنها...