روایت یادبود

شهریار محمدی

شهریار محمدی، فرزند علی و مینا، روز ۵ اردیبهشت ۱۳۷۳ (۲۵ آوریل ۱۹۹۴) در خانواده‌ای کرد و اهل سنت در بوکان در استان آذربایجان غربی به دنیا آمد و هنگام کشته شدن ۲۸ ساله بود، همان سنی که عفو بین‌الملل نیز ثبت کرده است. او در رشته معماری در دانشگاه آزاد بوکان درس خواند اما پس از ترم دوم به دلیل مشکلات مالی خانواده تحصیل را رها کرد و با خودروی شخصی به جابه‌جایی کالا مشغول بود؛ پیش از مرگ نیز در تهران مشاور املاک بود. نزدیکانش او را «بسیار آرام، مهربان، حامی» و جوانی ورزشکار با مدرک ورزش رزمی توصیف می‌کنند که به برابری زن و مرد باور داشت و مخالف سرسخت حجاب اجباری بود. آرزو داشت باشگاه بزند، مغازه موبایل‌فروشی باز کند و روزی مجتمعی بسازد که نیازمندان در آن زندگی کنند.

آرشیو

سند و یاد

تاریخ‌ها، مکان‌ها، منابع و پیام‌ها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.

شهریار محمدی، فرزند علی و مینا، روز ۵ اردیبهشت ۱۳۷۳ (۲۵ آوریل ۱۹۹۴) در خانواده‌ای کرد و اهل سنت در بوکان در استان آذربایجان غربی به دنیا آمد و هنگام کشته شدن ۲۸ ساله بود، همان سنی که عفو بین‌الملل نیز ثبت کرده است. او در رشته معماری در دانشگاه آزاد بوکان درس خواند اما پس از ترم دوم به دلیل مشکلات مالی خانواده تحصیل را رها کرد و با خودروی شخصی به جابه‌جایی کالا مشغول بود؛ پیش از مرگ نیز در تهران مشاور املاک بود. نزدیکانش او را «بسیار آرام، مهربان، حامی» و جوانی ورزشکار با مدرک ورزش رزمی توصیف می‌کنند که به برابری زن و مرد باور داشت و مخالف سرسخت حجاب اجباری بود. آرزو داشت باشگاه بزند، مغازه موبایل‌فروشی باز کند و روزی مجتمعی بسازد که نیازمندان در آن زندگی کنند.

بر اساس مستندسازی مشترک شبکه حقوق بشر کردستان و بنیاد عبدالرحمن برومند که بر پایه مصاحبه با نزدیکان خانواده انجام شده، او در سال ۱۳۹۳ پس از توقیف خودرویی که وسیله کارش بود، حدود پنج ماه در کردستان عراق با حزب کومله بود، سپس در پی فشار نیروهای امنیتی بر خانواده‌اش به ایران بازگشت و پس از آن بارها از سوی اداره اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه احضار و بازجویی شد و یک بار نیز حدود دو ماه بازداشت بود تا با قید وثیقه آزاد شد.

پس از آنکه دوست نزدیکش محمد حسن‌زاده در اعتراضات آبان ۱۴۰۱ بوکان کشته شد، شهریار از بیم ربوده شدن پیکر، آن را از بیمارستان قلی‌پور بوکان خارج کرد و برای خاک‌سپاری به روستای زادگاه دوستش برد؛ عکسی از او که با دستانی باندپیچی‌شده کنار پیکر در یک مسجد نشسته بود بسیار دست به دست شد. منبعی نزدیک به او به صدای آمریکا گفت او در همین زمان شناسایی و تحت تعقیب اطلاعات سپاه قرار گرفت و شامگاه ۲۶ آبان چند تن از زخمی‌شدگان «تیر مستقیم» را نزد «دکترهای زیرزمینی» برد. شامگاه جمعه ۲۷ آبان ۱۴۰۱ (۱۸ نوامبر ۲۰۲۲)، هنگامی که با خودرو به سمت فلکه علی‌آباد می‌رفت، نیروهای سپاه با سه خودرو او را تعقیب کردند، در کوچه‌ای بن‌بست مجبور به توقف شد و هدف رگبار گلوله جنگی قرار گرفت؛ کردپا گزارش داد که خودرویش سوراخ‌سوراخ شده بود. همراهانش توانستند بگریزند. به گفته نزدیکان، ماموران به گمان اینکه او کشته شده محل را ترک کردند، اما او زنده بود و مادرش را صدا می‌زد و ساکنان کوچه صدای ناله‌اش را می‌شنیدند ولی جرئت کمک نداشتند. حدود یک ساعت بعد دوستانش او را به بیمارستان رساندند؛ به گفته نزدیکان، ماموران در آنجا به پزشکان گفتند اگر او را زنده کنند، خودشان گلوله نهایی را به او شلیک می‌کنند. او در بیمارستان جان باخت.

پس از اعلام مرگ، یکی از ماموران با تفنگ ساچمه‌ای دو بار به ساق پای برادرش میلاد که پیکر را در آغوش گرفته بود شلیک کرد و به میلاد آمپول بی‌حسی زدند و او را بردند؛ منبع صدای آمریکا گفت به سر و چشم مادرشان نیز ضربه زدند. در جواز دفن او علت مرگ «فوت بر اثر عملکرد وسایل جنگی در خارج از جنگ» نوشته شد. ماموران تهدید کردند که اگر مادرش همراهشان نرود او را مخفیانه دفن می‌کنند و او همان شب تنها با حضور مادر و دو دوستش در آرامستان بوکان کنار محمد حسن‌زاده به خاک سپرده شد. به خانواده تنها اجازه یک روز مراسم ختم داده شد و ماموران اطراف مسجد حضور داشتند. مراسم چهلم او در ۷ دی ۱۴۰۱ با حضور گسترده مردم در گورستان عمومی بوکان برگزار شد. رسانه‌های حکومتی به نقل از یک سخنگوی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی مدعی شدند او در یک «نزاع و درگیری» کشته شده و قاتل بازداشت شده است. میلاد در ویدئویی گفت برادرش «برای کل ایران شهید شد» و شعار «زن، زندگی، آزادی» را تکرار کرد.

خانواده روز ۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ مراسم تولد او را بر مزارش برگزار کردند و امجد امینی و مژگان افتخاری، پدر و مادر ژینا (مهسا) امینی، نیز حضور داشتند. اندکی پیش از نخستین سالگرد او، خواهرش اسرین محمدی در آبان ۱۴۰۲ به دست نیروهای امنیتی در بوکان بازداشت شد و یک روز پس از سالگرد با قرار وثیقه آزاد شد. نزدیکان به شبکه حقوق بشر کردستان گفتند این قتل خانواده را از هم پاشید: مادرش که ۱۵ سال بی هیچ حمایتی سه فرزندش را بزرگ کرده بود دچار مشکلات روحی شد و برخی بستگان محل زندگی خود را تغییر دادند.

گزارش سال ۲۰۲۶ عفو بین‌الملل درباره قربانیان جنایت علیه بشریت در این خیزش نام SHAHRIAR MOHAMMADI را ۲۸ ساله و با رویداد مرگبار ۱۸ نوامبر ۲۰۲۲ در بوکان، همراه با تصویر او، ثبت کرده و هه‌نگاو (شماره ۹۸)، ایران‌وایر و جدول ویکی‌پدیای فارسی نیز همین تاریخ را آورده‌اند. فهرست ۶۶۲ نفره کانون حقوق بشر ایران (شماره ۳۱۹) و فهرست‌های ۱۸۵ نفره (شماره ۴۸۰) و ۶۴۷ نفره (شماره ۴۷۴) شورای ملی مقاومت تاریخ ۲۶ آبان (۱۷ نوامبر ۲۰۲۲) را ثبت کرده‌اند و فهرست تجمیعی همان کانون سن او را ۲۸ سال، نام پدرش را علی و تاریخ را ۲۷ آبان آورده است.

سخنان و یادها

آنچه شهریار محمدی گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…

برادرم برای کل ایران شهید شد. ما یک ایرانی هستیم و یک ایرانی می‌مانیم، زن، زندگی، آزادی.

دل‌نوشته‌های شما برای جاویدنام

دل‌نوشته‌هایی که برای شهریار محمدی گذاشته شده. برخلاف شبکه‌های اجتماعی، اینجا می‌مانند - جایی پایدار برای یادشان.

پیام بگذارید

از خانوادهٔ دادخواه هستید؟

پست‌های اینستاگرام محو می‌شوند. ما سرگذشت شهریار محمدی را برای همیشه نگه می‌داریم. خانواده‌های دادخواه می‌توانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیام‌های بازدیدکنندگان را دریافت کنند.

در حال بارگذاری…

رویداد مرتبط

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی

۲۵ شهریور ۱۴۰۱ – ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

زن، زندگی، آزادی: قیامی که ایران را برای همیشه تغییر داد در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله کُرد، توسط گشت ارشاد در تهران به بهانه «پوشش نامناسب» بازداشت شد. سه روز بعد، در ۲۵ شهریور، او در بازداشت جان باخت. مرگ او تنها...