روایت یادبود
مهران زند
مهران زند، فرزند علی و معصومه، متولد اول آبان ۱۳۷۲ (۲۳ اکتبر ۱۹۹۳) و اهل صباشهر در شهرستان شهریارِ استان تهران بود. او لیسانس حسابداری داشت، مردمی بود و همراه یکی از دوستانش در کار خریدوفروش موبایل و املاک فعالیت میکرد. منبعی آگاه و نزدیک به خانواده به ایرانوایر گفته است که همه شهر مهران را میشناختند و از او به نیکی یاد میکردند؛ جوانی شوخطبع، دستبهخیر و اهل کمک به دیگران بود که «نه گفتن» بلد نبود و هر کاری از دستش برای کسی برمیآمد انجام میداد. به گفته این منبع، رابطه برادری او و برادر بزرگترش در فامیل و آشنا و محله نمونه بود و با اینکه مهران کوچکتر بود، پشتوپناه برادرش به شمار میرفت. او در ۳۲ سالگی قصد داشت هفته اول بعد از تعطیلات نوروز همراه خانوادهاش به خواستگاری دختری که دوستش داشت برود و زندگی تازهای را آغاز کند.
آرشیو
سند و یاد
تاریخها، مکانها، منابع و پیامها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.
مهران زند، فرزند علی و معصومه، متولد اول آبان ۱۳۷۲ (۲۳ اکتبر ۱۹۹۳) و اهل صباشهر در شهرستان شهریارِ استان تهران بود. او لیسانس حسابداری داشت، مردمی بود و همراه یکی از دوستانش در کار خریدوفروش موبایل و املاک فعالیت میکرد. منبعی آگاه و نزدیک به خانواده به ایرانوایر گفته است که همه شهر مهران را میشناختند و از او به نیکی یاد میکردند؛ جوانی شوخطبع، دستبهخیر و اهل کمک به دیگران بود که «نه گفتن» بلد نبود و هر کاری از دستش برای کسی برمیآمد انجام میداد. به گفته این منبع، رابطه برادری او و برادر بزرگترش در فامیل و آشنا و محله نمونه بود و با اینکه مهران کوچکتر بود، پشتوپناه برادرش به شمار میرفت. او در ۳۲ سالگی قصد داشت هفته اول بعد از تعطیلات نوروز همراه خانوادهاش به خواستگاری دختری که دوستش داشت برود و زندگی تازهای را آغاز کند.
روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ (۹ ژانویه ۲۰۲۶)، در جریان اعتراضات سراسری در شهریار، مهران همراه دو تن از دوستانش در خیابان بود که نیروهای سرکوب از پشت سر به سوی آنها شلیک مستقیم کردند. دو گلوله به مهران اصابت کرد و دوستانش پیکر غرق در خون او را به بیمارستان خمینی شهریار رساندند و به خانوادهاش خبر دادند. وقتی خانواده به بیمارستان رسیدند، پزشکان اجازه ملاقات ندادند و گفتند خونریزی شدید دارد و در صورت بهبود وضعیت شاید بتوانند او را ببینند، اما کمی بعد یکی از پزشکان به برادرش اطلاع داد که مهران دچار مرگ مغزی شده است و موضوع اهدای عضو را مطرح کرد. حوالی ظهر شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ (۱۰ ژانویه ۲۰۲۶)، خانواده مهران رضایت دادند که قلب او اهدا شود، اما نیروهای امنیتی به کادر بیمارستان ابلاغ کردند که حق انجام این کار را ندارند. بر پایه گزارش پزشکی قانونی که ایرانوایر به آن استناد کرده است، یکی از گلولهها از سمت گوش چپ خارج شده و با آسیب زدن به بافت مغز موجب مرگ مغزی او شده بود. در گواهی وفات صادرشده از سوی اداره ثبت احوال شهریار نیز تاریخ وفات ۲۰ دی ۱۴۰۴ ثبت شده، علت وفات «برخورد اجسام سخت یا تیز» درج گردیده و در بخش توضیحات «اصابت اجسام پرتابهای پرسرعت به بدن» (در روایت ایرانوایر: «اصابت جسم پرتابهای سخت به بدن») قید شده است.
شامگاه شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴، حوالی ساعت ۱۱ شب، پیکر مهران را به سردخانه کهریزک منتقل کردند. خانوادهاش روز یکشنبه ۲۱ دی از ساعت ۷ صبح تا حدود ۵ عصر در کنار انبوه خانوادههای دیگر مقابل یک مانیتور کوچک نشستند تا در میان تصاویر جانباختگان او را پیدا کنند، اما آن روز اثری از مهران نیافتند. روز دوشنبه ۲۲ دی از صبح دوباره همین رنج تکرار شد تا سرانجام ساعت ۱۰ صبح تصویر مهران را بر صفحه مانیتور دیدند و او را با کدی که بر کاور پیکرش درج شده بود شناسایی کردند: «شماره ۱۲۷۳۱». پس از تحویل مدارک و تکمیل فرمها، مسئولان کهریزک به خانواده گفتند آن روز به بهشتزهرا نروند، اما خانواده همان روز به بهشتزهرا رفتند و از ساعت ۱۱ صبح تا ۴ بعدازظهر دوشنبه، یکی از اعضای خانواده دستتنها میان انبوه کاورهای سیاه در سالن عروجیان، بهشتزهرا و سردخانه مردانه کاورها را یکبهیک باز کرد و گشت؛ در حالی که ماموران با بیاعتنایی به خانوادهها میگفتند اگر خیلی دلتان میسوزد بروید کاور پیکرهایی را که کد ندارند باز کنید. سرانجام پس از ساعتها التماس، فردی حاضر به کمک شد و خانواده را به سردخانه زنان برد؛ به دلیل کمبود جا بخشی از پیکرهای مردان را به سردخانه زنان منتقل کرده بودند و پیکر مهران در آنجا پیدا شد. هنگامی که خانواده پیکر او را در آغوش گرفته و در گوشهای مویه میکردند، ماموران دستور دادند هرچه سریعتر آنجا را ترک کنند. در شرایطی که آمبولانسها پیکرها را چندتاچندتا حمل میکردند، مدتی طول کشید تا خانواده وسیلهای برای انتقال پیکر مهران به آرامستان بهشت رضوان شهریار پیدا کنند.
روز چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴ (۱۴ ژانویه ۲۰۲۶)، پیکر مهران زند در صباشهر شهریار به خاک سپرده شد. با وجود اینکه نیروهای امنیتی به خانواده دستور داده بودند خاکسپاری را بیسروصدا برگزار کنند، حدود سه تا چهار هزار نفر در مراسم بدرقه او شرکت کردند و کثرت جمعیت به اندازهای بود که ماموران نتوانستند مانع شوند. سه روز پس از خاکسپاری، شماری از دوستان مهران بازداشت شدند و دو تا سه روز بعد با تودیع سند و فیش حقوقی آزاد گشتند. پس از آن نیز نیروهای امنیتی به خانه خانواده رفتند و از آنها خواستند مهران را «شهید» حکومتی اعلام کنند، اما مادر داغدارش همه کسانی را که برای این درخواست آمده بودند از خانه بیرون کرد. نهادهای امنیتی همچنین اجازه برگزاری مراسم چهلم را ندادند و اعلام کردند فقط اعضای درجه یک خانواده حق حضور بر سر مزار را دارند. منبع نزدیک به خانواده به ایرانوایر گفته است که پدر و مادر مهران پس از کشته شدن او «مثل شمع آب میشوند» و برادر بزرگترش بیش از هر کسی زیر بار این داغ و اندوه بازماندگی، آرزو میکند زودتر به مهران بپیوندد؛ در ویدیویی از یادبود شبانه مهران نیز برادرش با پیراهنی منقش به تصویر او در محل جانباختنش در خیابانهای شهریار حاضر شده و بر آسفالت خیابان گلهای سرخ میگذارد.
سخنان و یادها
آنچه مهران زند گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…
«مهران بچهای بود که کل شهر او را میشناختند و از او تعریف میکردند. شوخطبع و دستبهخیر، اهل کمک به دیگران، اصلا نه گفتن بلد نبود، هر کاری از او برای کسی برمیآمد انجام میداد.»
دلنوشتههای شما برای جاویدنام
دلنوشتههایی که برای مهران زند گذاشته شده. برخلاف شبکههای اجتماعی، اینجا میمانند - جایی پایدار برای یادشان.
پیام بگذارید
از خانوادهٔ دادخواه هستید؟
پستهای اینستاگرام محو میشوند. ما سرگذشت مهران زند را برای همیشه نگه میداریم. خانوادههای دادخواه میتوانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیامهای بازدیدکنندگان را دریافت کنند.
در حال بارگذاری…
رویداد مرتبط

انقلاب شیر و خورشید
۱۱ دی ۱۴۰۴ – ۶ بهمن ۱۴۰۴
انقلاب سراسری ۱۴۰۴ - انقلاب شیر و خورشیداعتراضات دی ۱۴۰۴ که در حافظه جمعی ایرانیان به عنوان «قیام ملی» و «آبانِ هزاربرابر» ثبت شده است، گستردهترین رویارویی مردم ایران با جمهوری اسلامی بود. این خیزش که پس از فروپاشی کامل اقتصادی ناشی از...
