روایت یادبود
عبدالله محمودپور
عبدالله محمودپور (ههنگاو نام او را محمدپور نوشته است) نوجوانی ۱۶ ساله از روستای بالو در نزدیکی ارومیه، آذربایجان غربی، بود. کُردپا مینویسد او نهم اردیبهشت ۱۳۸۵ در منطقه قطور خوی زاده شد و فرزند عبدالغفار و فاطمه بود؛ برخی فهرستها نام پدرش را عبدالغفور و سنش را ۲۱ سال نوشتهاند. خانوادهاش وقتی او هفت ساله بود به ارومیه کوچ کردند و او در ده سالگی، به دلیل علاقه به مکانیکی، به کار صافکاری رو آورد؛ نزدیک به دو سال نزد استادکاری در بالو کار کرد و سپس برای ادامه کار به شیخ شلتوت ارومیه رفت. منبعی که با کُردپا گفتوگو کرده، او را سرپرست و نانآور خانواده توصیف کرده است.
آرشیو
سند و یاد
تاریخها، مکانها، منابع و پیامها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.
عبدالله محمودپور (ههنگاو نام او را محمدپور نوشته است) نوجوانی ۱۶ ساله از روستای بالو در نزدیکی ارومیه، آذربایجان غربی، بود. کُردپا مینویسد او نهم اردیبهشت ۱۳۸۵ در منطقه قطور خوی زاده شد و فرزند عبدالغفار و فاطمه بود؛ برخی فهرستها نام پدرش را عبدالغفور و سنش را ۲۱ سال نوشتهاند. خانوادهاش وقتی او هفت ساله بود به ارومیه کوچ کردند و او در ده سالگی، به دلیل علاقه به مکانیکی، به کار صافکاری رو آورد؛ نزدیک به دو سال نزد استادکاری در بالو کار کرد و سپس برای ادامه کار به شیخ شلتوت ارومیه رفت. منبعی که با کُردپا گفتوگو کرده، او را سرپرست و نانآور خانواده توصیف کرده است.
شب ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ (۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲)، هنگامی که از سر کار به خانه برمیگشت (به گفته منبع گفتوگوی دی ۱۴۰۱ کُردپا، با تخممرغ در دست)، نیروهای بسیج پایگاه روستا در سهراه نزدیک پایگاه به سوی مردم شلیک کردند و گلوله به پشت او خورد. ههنگاو میگوید او پس از مراسم خاکسپاری فرجاد درویشی در روستا و در راه بازگشت به خانه با شلیک مستقیم بسیج کشته شد. وقتی دانش رهنما برای کمک به او دوید، او نیز هدف گلوله قرار گرفت. گزارشهای سالگرد کُردپا میگویند مردم پس از حدود نیم ساعت و در میان تیراندازی، عبدالله را به بیمارستان رساندند و او اندکی بعد جان باخت؛ در برگه پزشکی قانونی علت مرگ «برخورد جسم پرتابه نوکتیز به قفسه سینه» نوشته شد.
نهادهای امنیتی به خانواده فشار آوردند که او را شبانه و در سکوت دفن کنند. پس از مخالفت خانواده، آنان تهدید شدند و تعهد کتبی دادند که خاکسپاری بدون شعار و بدون حضور مردم برگزار شود و پیکر ساعت ۷ صبح تحویل داده شد. او اول مهر ۱۴۰۱ همراه دانش رهنما در آرامستان بالو و با حضور ماموران لباس شخصی به خاک سپرده شد و پس از خاکسپاری، معترضان پایگاه بسیج روستا را به آتش کشیدند. مقامها بعدها به خانواده گفتند فرزندشان به دست یکی از احزاب کُرد مخالف کشته شده و از آنان خواستند دیه بپذیرند، که خانواده نپذیرفت. نیروهای اطلاعات و بسیج با محاصره آرامستان مانع برگزاری مراسم چهلم شدند، خانواده ۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ تولد او را بر مزارش گرامی داشت و در دومین سالگرد، ۳۰ شهریور ۱۴۰۳، نیروهای امنیتی راههای آرامستان را بستند.
رادیو فردا نام او را در شمار نوجوانان کشتهشده هفته نخست خیزش آورد. گزارش ۲۰۲۶ عفو بینالملل با عنوان «زندگیهای بهطرزی وحشیانه کوتاهشده» او را ۱۶ ساله و کشتهشده در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲ در بالو ثبت کرده است.
دلنوشتههای شما برای جاویدنام
دلنوشتههایی که برای عبدالله محمودپور گذاشته شده. برخلاف شبکههای اجتماعی، اینجا میمانند - جایی پایدار برای یادشان.
پیام بگذارید
از خانوادهٔ دادخواه هستید؟
پستهای اینستاگرام محو میشوند. ما سرگذشت عبدالله محمودپور را برای همیشه نگه میداریم. خانوادههای دادخواه میتوانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیامهای بازدیدکنندگان را دریافت کنند.
کمک به تکمیل یادبود
بخشهایی از این صفحه هنوز ناقص است. اگر درباره این عزیز بیشتر میدانید، میتوانید به کاملتر شدن یادش کمک کنید.
- تاریخ تولد
- سن هنگام فوت
- سخنان خودشان یا دیگران دربارهشان
در حال بارگذاری…
رویداد مرتبط

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی
۲۵ شهریور ۱۴۰۱ – ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
زن، زندگی، آزادی: قیامی که ایران را برای همیشه تغییر داد در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله کُرد، توسط گشت ارشاد در تهران به بهانه «پوشش نامناسب» بازداشت شد. سه روز بعد، در ۲۵ شهریور، او در بازداشت جان باخت. مرگ او تنها...

