روایت یادبود

محمد جامه‌بزرگ

محمد جامه‌بزرگ روز ۳ فروردین ۱۳۴۲ در تویسرکان استان همدان به دنیا آمد. نام پدرش عزت بود. او با همسرش مریم جعفری و دو پسرش مسعود و میثم در ملارد، در غرب تهران، زندگی می‌کرد و مغازه فرش‌فروشی‌اش روبه‌روی خانه بود. هنگام کشته شدن ۵۹ سال داشت.

آرشیو

سند و یاد

تاریخ‌ها، مکان‌ها، منابع و پیام‌ها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.

محمد جامه‌بزرگ روز ۳ فروردین ۱۳۴۲ در تویسرکان استان همدان به دنیا آمد. نام پدرش عزت بود. او با همسرش مریم جعفری و دو پسرش مسعود و میثم در ملارد، در غرب تهران، زندگی می‌کرد و مغازه فرش‌فروشی‌اش روبه‌روی خانه بود. هنگام کشته شدن ۵۹ سال داشت.

روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۱، در جریان اعتراضات زن، زندگی، آزادی، خیابان محل زندگی او صحنه اعتراض بود. به روایت مسعود، پسر بزرگ‌تر، در گفت‌وگو با شرق که بنیاد عبدالرحمن برومند آن را خلاصه کرده است، یک مأمور لباس‌شخصی هنگام عبور مسعود از عرض خیابان او را گرفت و خواست بازداشتش کند و سپس شش مأمور کوشیدند هر دو برادر را جلوی در خانه بگیرند. محمد با بیلی در دست بیرون آمد، مأموران از حیاط عقب نشستند و برادران در را قفل کردند؛ مأموران پیش از رفتن گاز اشک‌آور به حیاط انداختند و شیشه‌ها را شکستند. یکی از بستگان به بی‌بی‌سی فارسی گفته است که ماجرا از آنجا شروع شد که او اجازه نداد مأموران معترضانی را که به خانه پناه آورده بودند با خود ببرند. در هر دو روایت، مأموران دیوار کنار در خانه را با اسپری علامت‌گذاری کردند. صبح روز بعد مردی ناشناس به او هشدار داد که در پایگاه بسیج محل از بازداشت او یا یکی از پسرانش صحبت شده است. او پاسخ داد که کاری نکرده‌اند که بخواهند فرار کنند.

حدود ساعت ۳:۳۰ بامداد ۲ مهر ۱۴۰۱ (۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲)، مردی با ماسک پزشکی زنگ خانه را زد. پسرانش از راه پشت‌بام به خانه همسایه رفتند و خود او روی پشت‌بام پنهان شد. مأموران از دیوار بالا آمدند، او را پیدا کردند و خواستند بدون حکم بازداشتش کنند. پسرانش صدای او را شنیدند که فریاد می‌زد مغازه‌اش روبه‌روی خانه است، تا ده شب همان‌جا بوده و اگر حکم دارند صبح بیایند؛ و به مأموران گفت: «اگر هزار نفر هم باشید بدون حکم نمی‌توانید من را ببرید.» سرگروه تهدید کرد که تیم دوم را خبر می‌کند و آنها او را خواهند کشت. شش مرد دیگر آمدند، دو نفر همسرش را به طبقه بالا بردند و در را بستند و او صدای شلیک را شنید. مأموری به او گفت اتفاقی نیفتاده و فقط حالش کمی بد است و لیوان آبی را که برای همسرش آورده بود از دستش گرفت. وقتی خود را به پشت‌بام رساند، او را تنها و افتاده بر زمین یافت؛ پشت سرش غرق خون بود و به چشمش شلیک شده بود. بررسی پزشکی قانونی و کارشناس اسلحه نشان داد که گلوله ساچمه‌ای از روبه‌رو و از فاصله حدود یک متری شلیک شده و کارشناس آن را شلیک به قصد کشت دانست. او در ملارد به خاک سپرده شد؛ در قرار نهایی دادسرا به تلاش برای جلوگیری از خاکسپاری او در ملارد و گزارش‌های خلاف واقع مأموران برای منحرف کردن پرونده نیز اشاره شده است.

بازپرس شعبه اول دادسرای نظامی غرب تهران دستور جلب مأموران دخیل را صادر کرد و ۱۲ نفر از ۱۴ متهم بازداشت شدند و دو نفر متواری ماندند. معلوم شد ضارب پیش‌تر پرونده‌های کیفری داشته، از جمله برای حمل سلاح شکاری وینچستر بدون مجوز. شعبه پنجم دادگاه نظامی یک تهران در ۲۰ دی ۱۴۰۲ او را به اتهام قتل عمد به قصاص نفس محکوم کرد و برای دو مأمور دیگر، از جمله سرگروه تیم دوم، حکم حبس داد؛ پیام درفشان، وکیل خانواده، گفت دادگاه ورود مأموران به خانه بدون حکم قضایی و مسلح کردن نیرویی آموزش‌ندیده و دارای سوءپیشینه را تأیید کرده است. به نوشته بنیاد برومند، شعبه ۲۹ دیوان عالی کشور در سال ۱۴۰۳ این حکم را تأیید کرد و ضارب را «بسیجی» خواند. در تیر ۱۴۰۴ رئیس قوه قضاییه این رأی را «خلاف بیّن شرع» دانست و پرونده را به شعبه یک دیوان عالی فرستاد؛ این شعبه در مهر ۱۴۰۴ ضارب را از قتل عمد تبرئه و به اتهام قتل شبه‌عمد به سه سال زندان و پرداخت دیه محکوم کرد و سازمان بسیج را نیز به پرداخت دیه محکوم کرد؛ در این رأی به درخواست فرمانده کل سپاه پاسداران اشاره شده است.

مسعود در نخستین سالگرد، ۳ مهر ۱۴۰۲، بر مزار پدرش گفت که او باور داشت قانون مقدم است و دو بار آن را به مهاجمان یادآوری کرد، اما پاسخش را با گلوله‌ای دادند که چشم و صورت و جمجمه‌اش را نشانه گرفت. او گفت: «در دادخواهی از خون پدرمان به دنبال عدالت نیستیم؛ اگر عدالتی بود امروز پدرم زنده بود.» گزارش سال ۲۰۲۶ عفو بین‌الملل نام MOHAMMAD JAMEH BOZORG را ۵۹ ساله و کشته‌شده در ملارد در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲ ثبت کرده و فهرست‌های حقوق بشری ایرانی محل کشته شدن او را مارلیک کرج آورده‌اند.

سخنان و یادها

آنچه محمد جامه‌بزرگ گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…

اگر هزار نفر هم باشید بدون حکم نمی‌توانید من را ببرید.

دل‌نوشته‌های شما برای جاویدنام

دل‌نوشته‌هایی که برای محمد جامه‌بزرگ گذاشته شده. برخلاف شبکه‌های اجتماعی، اینجا می‌مانند - جایی پایدار برای یادشان.

پیام بگذارید

از خانوادهٔ دادخواه هستید؟

پست‌های اینستاگرام محو می‌شوند. ما سرگذشت محمد جامه‌بزرگ را برای همیشه نگه می‌داریم. خانواده‌های دادخواه می‌توانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیام‌های بازدیدکنندگان را دریافت کنند.

در حال بارگذاری…

رویداد مرتبط

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی

۲۵ شهریور ۱۴۰۱ – ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

زن، زندگی، آزادی: قیامی که ایران را برای همیشه تغییر داد در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله کُرد، توسط گشت ارشاد در تهران به بهانه «پوشش نامناسب» بازداشت شد. سه روز بعد، در ۲۵ شهریور، او در بازداشت جان باخت. مرگ او تنها...