روایت یادبود
نیما نوری
نیما نوری، تکفرزند ۱۸ ساله اهل کرج در استان البرز، در ۲۷ تیر ۱۳۸۳ (۱۸ ژوئیه ۲۰۰۴) به دنیا آمد. عاشق ماشین و رانندگی بود و دیپلم گرفته بود. منابع نزدیک به خانواده به بیبیسی فارسی گفتهاند در نوجوانی برای کمک به سیلزدگان چند روز عضو پایگاه بسیج شد و پس از مشاهدهٔ تقسیم اموال میان خودیها، همان هفته جدا شد. در خیزش زن، زندگی، آزادی با وجود اصرار والدین به خیابان میرفت. وقتی خانوادهاش میخواستند او را از رفتن به مراسم چهلم حدیث نجفی منصرف کنند، گفته بود: اگر من نروم، کی برود؟ در ۱۲ آبان ۱۴۰۱ (۳ نوامبر ۲۰۲۲) نزدیک بهشت سکینه کرج هدف ساچمههای نیروهای امنیتی قرار گرفت. جواز دفن بهدستآمده توسط بیبیسی فارسی علت فوت را شوک ناشی از خونریزی، آسیب عروق حیاتی کشاله ران چپ و احشای داخل لگن، و اصابت پرتابههای ساچمهای ذکر کرده است. یک شهروند ابتدا او را به درمانگاه وصال برد؛ پرسنل به پدرش گفتند تا ماموران نرسیدهاند خود را برساند، اما نیروها او را به بیمارستان مدنی بازگرداندند و همان بعدازظهر جان باخت. پیکر شش روز نزد دستگاه امنیتی ماند، خانواده هر روز احضار شد، و سرانجام زیر تدابیر امنیتی در بهشت علی ماهدشت به خاک سپرده شد، نه کنار حدیث نجفی. روی سنگ مزار ناتمامش نوشته شده بود که قرار بود هشتاد سال عمر کند اما در هجدهسالگی در راه آزادی کشته شد و از زندگان خواسته بود بهجای او آزاد زندگی کنند.
آرشیو
سند و یاد
تاریخها، مکانها، منابع و پیامها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.
نیما نوری، تکفرزند ۱۸ ساله اهل کرج در استان البرز، در ۲۷ تیر ۱۳۸۳ (۱۸ ژوئیه ۲۰۰۴) به دنیا آمد. عاشق ماشین و رانندگی بود و دیپلم گرفته بود. منابع نزدیک به خانواده به بیبیسی فارسی گفتهاند در نوجوانی برای کمک به سیلزدگان چند روز عضو پایگاه بسیج شد و پس از مشاهدهٔ تقسیم اموال میان خودیها، همان هفته جدا شد. در خیزش زن، زندگی، آزادی با وجود اصرار والدین به خیابان میرفت. وقتی خانوادهاش میخواستند او را از رفتن به مراسم چهلم حدیث نجفی منصرف کنند، گفته بود: اگر من نروم، کی برود؟ در ۱۲ آبان ۱۴۰۱ (۳ نوامبر ۲۰۲۲) نزدیک بهشت سکینه کرج هدف ساچمههای نیروهای امنیتی قرار گرفت. جواز دفن بهدستآمده توسط بیبیسی فارسی علت فوت را شوک ناشی از خونریزی، آسیب عروق حیاتی کشاله ران چپ و احشای داخل لگن، و اصابت پرتابههای ساچمهای ذکر کرده است. یک شهروند ابتدا او را به درمانگاه وصال برد؛ پرسنل به پدرش گفتند تا ماموران نرسیدهاند خود را برساند، اما نیروها او را به بیمارستان مدنی بازگرداندند و همان بعدازظهر جان باخت. پیکر شش روز نزد دستگاه امنیتی ماند، خانواده هر روز احضار شد، و سرانجام زیر تدابیر امنیتی در بهشت علی ماهدشت به خاک سپرده شد، نه کنار حدیث نجفی. روی سنگ مزار ناتمامش نوشته شده بود که قرار بود هشتاد سال عمر کند اما در هجدهسالگی در راه آزادی کشته شد و از زندگان خواسته بود بهجای او آزاد زندگی کنند.
سخنان و یادها
آنچه نیما نوری گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…
قرار بود ۸۰ سال عمر کنم اما تو ۱۸ سالگی تو راه آزادی کشته شدم، قول بده بجای منم آزاده زندگی کنی.
دلنوشتههای شما برای جاویدنام
دلنوشتههایی که برای نیما نوری گذاشته شده. برخلاف شبکههای اجتماعی، اینجا میمانند - جایی پایدار برای یادشان.
پیام بگذارید
از خانوادهٔ دادخواه هستید؟
پستهای اینستاگرام محو میشوند. ما سرگذشت نیما نوری را برای همیشه نگه میداریم. خانوادههای دادخواه میتوانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیامهای بازدیدکنندگان را دریافت کنند.
در حال بارگذاری…



