روایت یادبود
رحیم کلیج
رحیم کلیج (با املای کلیچ نیز ثبت شده)، فرزند رجبعلی و انبیاء، روز ۱۸ بهمن ۱۳۷۳ در قائمشهر استان مازندران به دنیا آمد. او مجرد و تنها پسر خانواده بود. مدرک کاردانی مهندسی نرمافزار کامپیوتر را از دانشگاه محمد باقر ساری گرفته بود و در قائمشهر مغازه تعمیرات تلفن همراه داشت. در دفتر سررسیدش نوشته بود روزی بزرگترین تعمیرکار السیدی قائمشهر خواهد شد. عاشق طبیعت و حیوانات، بهویژه سگها، بود و از کودکی سگهای زیادی بزرگ کرده بود؛ آخرین سگش «سیتا» نام داشت. او تا حدود یک سال پیش از مرگ بدنسازی میکرد.
آرشیو
سند و یاد
تاریخها، مکانها، منابع و پیامها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.
رحیم کلیج (با املای کلیچ نیز ثبت شده)، فرزند رجبعلی و انبیاء، روز ۱۸ بهمن ۱۳۷۳ در قائمشهر استان مازندران به دنیا آمد. او مجرد و تنها پسر خانواده بود. مدرک کاردانی مهندسی نرمافزار کامپیوتر را از دانشگاه محمد باقر ساری گرفته بود و در قائمشهر مغازه تعمیرات تلفن همراه داشت. در دفتر سررسیدش نوشته بود روزی بزرگترین تعمیرکار السیدی قائمشهر خواهد شد. عاشق طبیعت و حیوانات، بهویژه سگها، بود و از کودکی سگهای زیادی بزرگ کرده بود؛ آخرین سگش «سیتا» نام داشت. او تا حدود یک سال پیش از مرگ بدنسازی میکرد.
چند هفته پیش از کشته شدن، عکسی از خود میان دو بال نقاشیشده بر دیوار در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت: «شدم یه ققنوس از خاکستر روشن نسل سوخته» و از آن پس با لقب «ققنوس ایران» شناخته شد. با رسیدن خیزش زن، زندگی، آزادی به مازندران، خانوادهاش تلاش کردند مانع حضور او در اعتراضات شوند، اما او به مادرش گفته بود: «اگر من و امثال من نرویم، چه کسی در برابر این همه ظلم بایستد؟»
روز چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ (۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲)، او از مغازهاش در مرکز قائمشهر به اعتراضات پیوست و به گفته اطرافیانش با لباس سفید در صف اول بود. همان شب، میان ساعت ۹ تا ۱۱، در محدوده خیابان جویبار نزدیک کلانتری ۱۱ و اداره پست هدف شلیک قرار گرفت. به گزارش بنیاد عبدالرحمن برومند، ماموران امنیتی و لباسشخصی از فاصله نزدیک با دو گلوله جنگی به دو پهلو و ران او شلیک کردند و با ضربات شدید به سر، دستها و پاهایش زدند؛ شاهدان گفتند شانه چپش شکسته بود. رادیو زمانه یادآوری کرده است که محسن (شعبان) محمدی کوچکسرائی نیز تقریبا در همان مکان با شلیک گلوله کشته شد. معترضان او را با خونریزی شدید به بیمارستان ولیعصر رساندند؛ برانکاردی در کار نبود و پرستاران او را روی زمین خواباندند و احیا کردند و سپس به اتاق عمل بردند. حدود ساعت ۱۱ شب مردی به تلفن او پاسخ داد و به خانواده گفت رحیم تیر خورده است؛ در بیمارستان نیروهای امنیتی اجازه ندادند خانواده او را ببینند و گفتند فقط دستش تیر خورده است. حدود دو ساعت بعد از خانواده عکسی برای شناسایی خواستند و پیکر او به سردخانه منتقل شد.
پیکر بدون رضایت خانواده برای کالبدشکافی به پزشکی قانونی ساری برده شد. در گواهی فوت علت مرگ «ضربه ناشی از اجسام سخت یا تیز» و در جواز دفن «شوک هموراژیک و سوراخ شدن ریه و پرده جنب بر اثر اصابت پرتابه پرسرعت (گلوله)» ذکر شده است. پیکر پس از گرفتن تعهد از خانواده برای اطلاعرسانی نکردن و برگزاری مراسم بیسروصدا، عصر ۳۱ شهریور تحویل داده شد. او در آرامگاه ابوالحسن خوشرو در روستای ساروکلا، زادگاه مادرش، به خاک سپرده شد؛ با اینکه به خانواده اجازه اعلام ساعت مراسم داده نشد، جمعیت زیادی زیر تدابیر شدید امنیتی در خاکسپاری حاضر شدند. مقامهای حکومتی بعدها پیشنهاد «دلجویی» دادند و از طریق آشنایان پرداخت دیه را در ازای ثبت او به عنوان «شهید» حکومتی پیشنهاد کردند و پدر و مادرش نپذیرفتند. خواهرش که صفحه یادبود او را اداره میکرد، بارها احضار و به بازداشت تهدید شد.
فهرست ۶۶۲ نفره کانون حقوق بشر ایران (شماره ۱۵۸) و فهرست تجمیعی همین کانون (۳۰ ساله)، فهرست فارسی شورای ملی مقاومت (شماره ۲۹۷، ۳۰ مهر) و فهرست انگلیسی آن (شماره ۳۰۸، ۲۲ اکتبر ۲۰۲۲)، جدول کشتهشدگان ۱۴۰۱ در ویکیپدیای فارسی (شماره ۶۶، ۲۷ ساله) و ویکیپدیای انگلیسی و آلمانی (۲۵ ساله) نیز نام او را آوردهاند؛ ابوالفضل باهو (بائو)، نوجوان ۱۶ ساله، نیز همان روز در قائمشهر کشته شد.
سخنان و یادها
آنچه رحیم کلیج گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…
اگر من و امثال من نرویم، چه کسی در برابر این همه ظلم بایستد؟
دلنوشتههای شما برای جاویدنام
دلنوشتههایی که برای رحیم کلیج گذاشته شده. برخلاف شبکههای اجتماعی، اینجا میمانند - جایی پایدار برای یادشان.
پیام بگذارید
از خانوادهٔ دادخواه هستید؟
پستهای اینستاگرام محو میشوند. ما سرگذشت رحیم کلیج را برای همیشه نگه میداریم. خانوادههای دادخواه میتوانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیامهای بازدیدکنندگان را دریافت کنند.
در حال بارگذاری…
رویداد مرتبط

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی
۲۵ شهریور ۱۴۰۱ – ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
زن، زندگی، آزادی: قیامی که ایران را برای همیشه تغییر داد در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله کُرد، توسط گشت ارشاد در تهران به بهانه «پوشش نامناسب» بازداشت شد. سه روز بعد، در ۲۵ شهریور، او در بازداشت جان باخت. مرگ او تنها...


