روایت یادبود

رضا شهپرنیا

رضا شهپرنیا، جوان ۲۳ ساله اهل کرمانشاه، متولد ۲ فروردین ۱۳۷۸ بود. پس از سربازی در فروشگاهی در میدان رفعتیه کار می‌کرد، به تاریخ علاقه داشت، کشتی می‌گرفت و بدنسازی کار می‌کرد. وقتی پدرش از او خواست در اعتراض‌های زن، زندگی، آزادی شرکت نکند، رضا پاسخ داد تا خونی ریخته نشود انقلابی شکل نمی‌گیرد و مهسا هم یک دانه بود.

آرشیو

سند و یاد

تاریخ‌ها، مکان‌ها، منابع و پیام‌ها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.

رضا شهپرنیا، جوان ۲۳ ساله اهل کرمانشاه، متولد ۲ فروردین ۱۳۷۸ بود. پس از سربازی در فروشگاهی در میدان رفعتیه کار می‌کرد، به تاریخ علاقه داشت، کشتی می‌گرفت و بدنسازی کار می‌کرد. وقتی پدرش از او خواست در اعتراض‌های زن، زندگی، آزادی شرکت نکند، رضا پاسخ داد تا خونی ریخته نشود انقلابی شکل نمی‌گیرد و مهسا هم یک دانه بود.

شب ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ تا حدود ساعت هشت با خانواده در تماس بود و بعد گوشی‌اش خاموش شد. نزدیکان می‌گویند نیروهای امنیتی از فاصله نزدیک بیش از صد گلوله ساچمه‌ای به او شلیک کردند. در گواهی فوت آسیب احشای قفسه سینه، شکم، ریه، قلب و کبد با اصابت جسم پرتابه‌ای مدور (ساچمه) آمده است. خانواده چند روز پیکرش را جست‌وجو کردند و سرانجام او را در فضای امنیتی در ۳۱ شهریور در بهشت زهرای کرمانشاه به خاک سپردند. چهلم او در ۶ آبان به اعتراض تبدیل شد و مادرش ابتهاج عزیزی خواستار دادخواهی است.

سخنان و یادها

آنچه رضا شهپرنیا گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…

تا خونی ریخته نشود، انقلابی شکل نمی‌گیرد.

دل‌نوشته‌های شما برای جاویدنام

دل‌نوشته‌هایی که برای رضا شهپرنیا گذاشته شده. برخلاف شبکه‌های اجتماعی، اینجا می‌مانند - جایی پایدار برای یادشان.

پیام بگذارید

از خانوادهٔ دادخواه هستید؟

پست‌های اینستاگرام محو می‌شوند. ما سرگذشت رضا شهپرنیا را برای همیشه نگه می‌داریم. خانواده‌های دادخواه می‌توانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیام‌های بازدیدکنندگان را دریافت کنند.

در حال بارگذاری…