روایت یادبود
سارینا اسماعیلزاده
سارینا اسماعیلزاده: صدای خاموششدهی شوق و زندگی
سارینا اسماعیلزاده، نوجوان ۱۶ ساله و دانشآموز تیزهوش اهل کرج، یکی از نمادهای فراموشنشدنی جنبش «زن، زندگی، آزادی» است. او که پس از به قتل رسیدن با ویدیوهای پرشوری که از خود به جای گذاشته بود در یوتیوب شناخته شد، با نگاهی دقیق و زبانی ساده از تفاوتهای دردناک زندگی نوجوانان ایرانی با همسنوسالانشان در جهان میگفت. او در یکی از این ویدیوها، با لباسی رنگی در اتاق ساده خود مقابل دوربین نشست و گفت: «مردم یک کشور چه انتظاری میتونن داشته باشن از کشور خودشون؟ رفاه رفاه رفاه.» سارینا چیزهای سادهای دوست داشت، نوشتن، موسیقی، تابستان و پیتزا. او تنها یک زندگی معمولی میخواست که در آن رفاه و آزادی وجود داشته باشد.
آرشیو
سند و یاد
تاریخها، مکانها، منابع و پیامها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.
سارینا اسماعیلزاده: صدای خاموششدهی شوق و زندگی
سارینا اسماعیلزاده، نوجوان ۱۶ ساله و دانشآموز تیزهوش اهل کرج، یکی از نمادهای فراموشنشدنی جنبش «زن، زندگی، آزادی» است. او که پس از به قتل رسیدن با ویدیوهای پرشوری که از خود به جای گذاشته بود در یوتیوب شناخته شد، با نگاهی دقیق و زبانی ساده از تفاوتهای دردناک زندگی نوجوانان ایرانی با همسنوسالانشان در جهان میگفت. او در یکی از این ویدیوها، با لباسی رنگی در اتاق ساده خود مقابل دوربین نشست و گفت: «مردم یک کشور چه انتظاری میتونن داشته باشن از کشور خودشون؟ رفاه رفاه رفاه.» سارینا چیزهای سادهای دوست داشت، نوشتن، موسیقی، تابستان و پیتزا. او تنها یک زندگی معمولی میخواست که در آن رفاه و آزادی وجود داشته باشد.
در اول مهر ۱۴۰۱، پاسخ جمهوری اسلامی به رویاهای این نوجوان، خشونتی عریان بود. سارینا در جریان اعتراضات مهرشهر کرج، بر اثر ضربات متعدد و وحشیانه باتون نیروهای امنیتی به سرش جان باخت. دستگاه سرکوب بلافاصله پس از قتل او، پروژه پنهانکاری را کلید زد؛ پیکر او را امنیتی دفن کردند، مادر داغدارش را برای اعتراف اجباری تلویزیونی تحت فشار شدید گذاشتند و مدعی شدند که او از پشتبام سقوط و خودکشی کرده است. اما دروغهای سیستماتیک جمهوری اسلامی هم نتوانست تصویر سارینای سرزنده را پاک کند؛ دختری که به قول خودش «نیاز داشت به زیستن» و با خونش صدای آزادیخواهی مردم ایران را در جهان بلند کرد و گواهش شد بر بیپناهی کودکان ایران در برابر استبداد جمهوری اسلامی.
سخنان و یادها
آنچه سارینا اسماعیلزاده گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…
«آزادی در حال بارگذاری است...» این جمله که سارینا آن را به انگلیسی (Freedom is loading) نوشته بود، به یکی از نمادینترین شعارهای او تبدیل شد و نشاندهنده امید عمیق او به تغییر شرایط بود.
«ما نیاز داریم به زیستن.» او در یکی از ویدیوهایش با اشاره به مشکلات اقتصادی و اجتماعی، با صدایی پر از حسرت گفت که نسل او نه زیادهخواه، بلکه تشنهی بدیهیات یک زندگی نرمال است.
«هیچ حسی بهتر از آزادی نیست.» جملهای که او پس از پایان امتحاناتش گفت، اما پس از جانباختنش معنایی عمیقتر و سیاسی پیدا کرد و به میل درونی او برای رهایی تعبیر شد.
مقایسه دغدغههای نوجوانان ایران و جهان: «نوجوانان همسن من در خارج دغدغهشون اینه که تابستون با دوستاشون برن استخر و پارتی، ولی دغدغه ما اینه که گشت ارشاد گیر نده، چی بپوشیم، چی نپوشیم.»
«ما همه به دنبال رفاهیم.» او در ویدیوهایش بارها از فقر و مشکلات معیشتی مردم گلایه کرد و تاکید داشت که همه انسانها حق دارند در رفاه و آسایش زندگی کنند.
او نیاز داشت؛ به نفس کشیدن. به دست رو هم گذاشتن. او نیاز داشت به ترس به بودنهای بیبهانه او در مردابِ رویاگوناش زندگی را تقلا میکرد او نیاز داشت به زیستن نیاز داشت که وجود داشته باشد پس دستش را دراز کرد نمیدانست به چه امیدی فقط میخواست که قدمی بردارد او یادش رفته بود که در مرداب است
لجن
نزول
تعفن
انزجار
نفرت
غم
فریادی که دهان ندارد چشمانی که سو ندارد آسمانی که رنگ ندارد پاییزی که باران ندارد
و پایانی که پایان ندارد…
سارینا، کانال شخصی
صدای یادبود
دلنوشتههای شما برای جاویدنام
دلنوشتههایی که برای سارینا اسماعیلزاده گذاشته شده. برخلاف شبکههای اجتماعی، اینجا میمانند - جایی پایدار برای یادشان.
پیام بگذارید
از خانوادهٔ دادخواه هستید؟
پستهای اینستاگرام محو میشوند. ما سرگذشت سارینا اسماعیلزاده را برای همیشه نگه میداریم. خانوادههای دادخواه میتوانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیامهای بازدیدکنندگان را دریافت کنند.
در حال بارگذاری…
رویداد مرتبط

اعتراضات سراسری زن زندگی آزادی، پس از قتل مهسا ژینا امینی
۲۵ شهریور ۱۴۰۱ – ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
زن، زندگی، آزادی: قیامی که ایران را برای همیشه تغییر داد در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله کُرد، توسط گشت ارشاد در تهران به بهانه «پوشش نامناسب» بازداشت شد. سه روز بعد، در ۲۵ شهریور، او در بازداشت جان باخت. مرگ او تنها...