روایت یادبود

محمدپارسا امینی

محمدپارسا امینی که خانواده‌اش او را پارسا صدا می‌کردند، متولد ۵ آذر ۱۳۸۷ و ساکن فردیس کرج در استان البرز بود؛ در یکی از گزارش‌ها آمده که اصالتاً اهل فارس بود. او تک‌پسر خانواده و برادر دو خواهر بود. نزدیکانش او را نوجوانی مستقل، شجاع، مهربان و حساس به رنج دیگران توصیف می‌کنند.

آرشیو

سند و یاد

تاریخ‌ها، مکان‌ها، منابع و پیام‌ها؛ همان جزئیات پروفایل کامل، در همین صفحه.

محمدپارسا امینی که خانواده‌اش او را پارسا صدا می‌کردند، متولد ۵ آذر ۱۳۸۷ و ساکن فردیس کرج در استان البرز بود؛ در یکی از گزارش‌ها آمده که اصالتاً اهل فارس بود. او تک‌پسر خانواده و برادر دو خواهر بود. نزدیکانش او را نوجوانی مستقل، شجاع، مهربان و حساس به رنج دیگران توصیف می‌کنند.

با اینکه خانواده نیازی به کار کردن او نداشت، پارسا می‌خواست روی پای خودش بایستد. هر روز ساعت ۵ صبح راهی محل کارش در یک شرکت می‌شد و تا بعدازظهر کار می‌کرد. آخرین حقوق ماهانه‌اش پس از کشته شدنش به حسابش واریز شد. او پیوند عمیقی با کودکان کار داشت، پای صحبتشان می‌نشست و هر روز در مسیر بازگشت به خانه برای یکی از آن‌ها که با او صمیمی شده بود خوراکی می‌خرید. پس از مرگش، خانواده در کمد او تنها چند دست لباس پیدا کردند، چون بیشتر وسایلش را به دوستانش بخشیده بود.

پارسا در خانه تکیه‌گاه عاطفی خواهران و خواهرزاده‌هایش بود. وقتی یکی از خواهرزاده‌های کوچکش ناخواسته تلفن همراه او را شکست، پارسا گفت گوشی از دست خودش افتاده تا کودک سرزنش نشود.

او در سال ۱۴۰۱ و در جریان خیزش زن، زندگی، آزادی پس از رسانه‌ای شدن یک اقدام اعتراضی (عمامه‌پرانی) بازداشت شد. پرونده سرانجام مختومه شد، اما مدتی بعد چهار مأمور لباس‌شخصی او را مقابل خانه‌شان ربودند، به بیابان‌های اطراف بردند، به‌شدت کتک زدند و به‌زور دارویی ناشناخته به او خوراندند. شدت تهدیدها به حدی بود که خانواده ناچار به جابه‌جایی محل سکونت شدند و تنها دو ماه پیش از اعتراضات دی ۱۴۰۴ به خانه سابقشان بازگشتند.

با آغاز اعتراضات سراسری، پارسا خودش به خیابان رفت و برای حفظ امنیت خواهرانش با حضور آن‌ها مخالفت می‌کرد. روز آخر، پیش از بیرون رفتن، پدر و مادرش را با گرمایی متفاوت در آغوش گرفت و بوسید. مادرش پس از وصل شدن دوباره اینترنت، پیامی را که پارسا پیش‌تر در اینستاگرام برایش فرستاده بود دید: «اگه انقلاب شد و من رو ندیدی، بدون توی کل مسیر به تو فکر می‌کردم.»

به روایت خانواده، حدود ساعت ۲۲:۳۰ شب ۱۹ دی ۱۴۰۴ (۹ ژانویه ۲۰۲۶) نیروهای امنیتی در فلکه پنجم فردیس به سوی معترضان رگبار گشودند. پارسا و دوستش برای کمک به مجروحی که تلاش می‌کرد از زمین بلند شود خم شدند و در همین حال گلوله جنگی از ناحیه کمر وارد بدن پارسا شد و قلبش را شکافت. در برخی گزارش‌ها زمان کشته شدن او اواخر شب پنجشنبه ۱۸ دی ذکر شده است. او در درمانگاه جان باخت و پزشک که نتوانسته بود نجاتش دهد از سر درماندگی فریاد می‌زد. در گواهی فوت، علت مرگ جراحت شکم ثبت شده، در حالی که به گفته خانواده گلوله از پشت به او اصابت کرده بود.

خانواده آن شب تا صبح پیکر او را در حیاط خانه نگه داشتند تا ربوده نشود. صبح روز بعد مأموران امنیتی با فشار پیکر را پس گرفتند و پنج روز از تحویل آن و صدور مجوز دفن خودداری کردند. پارسا سرانجام زیر نظارت شدید مأموران در امامزاده ابراهیم ملارد به خاک سپرده شد. آثار ساچمه‌های روزهای قبل روی بدنش نشان داد که او پیش‌تر هم در اعتراضات زخمی شده بود و آن را پنهان کرده بود تا خانواده مانع حضورش نشوند.

پارسا در ویدیویی که از خود به یادگار گذاشته گفته بود: «روزهایی که همه به فکر عشق و حالن، ما برای هدف‌هامون می‌جنگیم.» خانواده‌اش امیدوارند روزی تندیس او در میدان اصلی محله‌شان در فردیس نصب شود.

سخنان و یادها

آنچه محمدپارسا امینی گفت و آنچه دیگران از او به یاد دارند…

اگه انقلاب شد و من رو ندیدی، بدون توی کل مسیر به تو فکر می‌کردم.

دل‌نوشته‌های شما برای جاویدنام

دل‌نوشته‌هایی که برای محمدپارسا امینی گذاشته شده. برخلاف شبکه‌های اجتماعی، اینجا می‌مانند - جایی پایدار برای یادشان.

پیام بگذارید

از خانوادهٔ دادخواه هستید؟

پست‌های اینستاگرام محو می‌شوند. ما سرگذشت محمدپارسا امینی را برای همیشه نگه می‌داریم. خانواده‌های دادخواه می‌توانند این صفحه را بر عهده بگیرند، آن را درست نگه دارند و پیام‌های بازدیدکنندگان را دریافت کنند.

در حال بارگذاری…

رویداد مرتبط

انقلاب شیر و خورشید

انقلاب شیر و خورشید

۱۱ دی ۱۴۰۴ – ۶ بهمن ۱۴۰۴

انقلاب سراسری ۱۴۰۴ - انقلاب شیر و خورشیداعتراضات دی ۱۴۰۴ که در حافظه جمعی ایرانیان به عنوان «قیام ملی» و «آبانِ هزاربرابر» ثبت شده است، گسترده‌ترین رویارویی مردم ایران با جمهوری اسلامی بود. این خیزش که پس از فروپاشی کامل اقتصادی ناشی از...